حقارت!
واقعا متاسفم واسه یه سری افراد کوچیک و حقیر که میخوان کثیف بودن خودشون رو به نحوی ابراز کنن و این قدر بدبخت هستند که این کار رو با نوشتن الفاظ رکیک در کامنتها انجام میدن.
از بقیه متشکرم که اینجا سر زدین و سر میزنین و با نوشتن کامنت من رو شاد میکردین. من وقتی اومدم اینجا تصمیم گرفتم که بلاگم باز باشه و همه راحت کامنت بذارن. ولی بعضیها، دور از شما، این قدر کوچیک هستن که لیاقت اعتماد کردن رو ندارن. واسه همین تصمیم گرفتم که کامنتها رو ببندم.
شما که این کار رو کردی: میدونم مریض هستی و دچار مشکلات روانی. دوران کودکی خوبی نداشتی. پدر و مادرت بهت حرفهای ناسزا میزدن. ولی راهش این نیست. موسسههای زیادی هستن که میتونن کمکت کنن که خوب بشی.
2009-01-04 21:08:56
ایمیل اومده واسم با این مضمون:
#######################################
| Date: | Sun, 4 Jan 2009 15:04:49 +0330 |
| From: | "ali karimi" <khodrosaz@gmail.com> |
| Subject: | فرصت شغلی برای مهندسین کامپیوتر |
یک شرکت خودروساز واقع در کرج نیاز به همکاری چند نفر متخصص نرم افزار، سخت افزار و شبکه دارد.
علاقمندان ،بویژه ساکنین کرج و غرب تهران می توانند رزومه خودرا ارسال نمایند .حقوق و مزایای این شرکت در حد قویترین شرکتهای ایران نیست ولی تفاوت محسوسی با شرکتهای دیگر دارد .
#######################################
بفرستم رزومم رو واسشون؟ :D کرج هم هست! راستی اگر کسی میخواد بفرسته رزومش رو!
Comments(2)2009-01-04 10:26:16
اعتماد
یک ویژگی خوبی که اینجا به نحو بارزی در روابط بین آدمها وجود داره «اعتماد» نام داره! بله اعتماد. اعتماد کارها رو آسان میکنه. روالهای کاری رو آسونتر میکنه. چک کردنها رو کم میکنه. یکی از فوایدش اینه که در وقت صرفهجویی میشه. اینجا به من اعتماد میکنن و کاری رو بهم محول میکنن و در مقابل من به اونا اعتماد میکنم که مزایایی از اونا بگیرم. نکته چیه؟ در برخی از سیستمها به دلیل اینکه اعتماد وجود نداره یا کمه، نیاز به یه شخص یا موجودیت سوم هست که اعتماد رو تامین کنه. در واقع اون موجودیت سوم کنترل رو انجام میده. گاهی به این موجودیت سوم «بپا» هم گفته میشه. نمیشه هر سیستمی رو بر اساس اعتماد کامل بر پا کرد. گاهی نیاز به اون موجودیت سوم هست. اما گاهی این موجودیت سوم یه چیز محسوس و پدیداری نیست و در بطن سیستم قرار داره و یا تعبیه شده. اسم این موجودیت سوم «نظم و یکپارچهگی» هستش. وظایف هر فرد در سیستم مشخصه و اگر کسی بر خلاف اونها عمل کنه و یا کیفیت کارش پایین باشه، نظم سیستم دچار مشکل میشه و یا یکپارچهگیاش از بین میره. و اتفاقا مشخصه که چه افرادی این مشکلات رو به وجود میارن.
اما سوالی که ذهن من رو به خودش مشغول کرده اینه که دلیل این اعتماد چیه؟ چرا در یک جامعه، بینظمی بیشتر از یه جامعه دیگست؟ آیا دلیلش اینه که آدمها مسئولیتپذیرتر هستن؟ چرا من باید فکر کنم که آدمها اینجا مسئولیتپذیرتر از اونجا هستن؟ من اینجا خیلی بیشتر اعتماد میکنم. به کسایی اعتماد میکنم که همزبونم نیستن! همکیش و آئینم نیستن. چرا؟
2009-01-03 10:35:53
خوشبختی
با دیدن عبور ستاره از سیاهی شب، من نیز دلم همچنان امیدوار میتپد.
چیزهایی میبینم که فکر میکنم خوشبختی اگر همسایه دیوار به دیوار من نباشد، در بلاکی همین نزدیکیها زندگی میکند.
2009-01-02 10:31:45
گاهی هم حرفی واسه گفتن نیست...... گاهی از بیمعرفتی بعضی آدمها دلم میگیره...... گاهی از بازیهای بعضیهاشون خسته میشم..... اما گاهی نمیشه از اینا فرار کرد...... هستن! باید بود باهاشون...... فقط باید واکسیناسیون شده باشی که آلوده نشی.
2009-01-01 22:49:22
سال نو شما هم مبارک! :)
2008-12-31 10:58:34
شاید این جمعه بیاید ... عمراً!
دقیقا میدانند که بلوا را کی به پا بکنند! محرم شروع شده و خون جلوی چشمان مسلمانهاست و همه داد خون بر شمشیر پیروز است دارند. کریسمس هم که چند روزی است آغاز شده و کل غرب به جشن و سرور است و عین خیالش هم نیست که در آن خراب شده چه میگذرد!
یک عده احمق جهان را گرفتهاند. یکی همین احقینژاد خودمان! اینجا هم احمق داریم. جورج احمق! تو رو خدا مواظب باشید این احمقینژاد این وسط هوس بمب انداختن به اسرائیل نکند! این اسرائیل الان مگسی است! همین است دیگر! هوس! آری، هوس! احمدینژاد هم هوسباز است! فقط هوسش چیز دیگریست!
مثلا سال ۲۰۰۹ است! ۲۰۰۹!
آقا تو هم الاف کردی ما را! پاشو بیا دیگر! راحتمان کن! اگر هم نمیخواهی بیایی بگو ما به امید تو نباشیم و خودمان کاری کنیم! هی به امید تو نشستهایم سماق میمکیم، آنجا هم هر کاری دلشان میخواهد میکنند! فکر نکن من به امید تو هستم! من امیدم به خداست! فقط تنهایی کاری نمیتوانم بکنم! تو قول دادی بیایی (قول دادی جدی؟) با یک لشکر خفن از آدمهای خفن! با چه میدانم، شمشیرهای خفن! نکند اینها همهاش دلخوشکنک است! من به تو شک دارم! اصلا به کل قضیه غیبت تو شک دارم! قول دادی، خوب ساعت و زمانش را معلوم کن! این چه وضع قول دادن است؟!
خودم باید کاری کنم......
خودمان باید کاری کنیم! ببینید کی دارم شما را میگویم! به امید این جمعه عصرها نباشید! امیدتان به خدا باشد! تازه! امام زمان از غرب ظهور میکند! تا به ایران برسد، شنبه صبح شده است! تازه اگر مراجع و رهبر عالیقدر انقلاب به ایشان روادید بدهند!
Calendar
2009-12008-12
2008-11
2008-10
2008-9
2008-8
2008-7
2008-6
2008-5
2008-4
2008-3
2008-2
2008-1
2007-12
2007-11
2007-10
2007-9
2007-8
2007-7
| وتن: | |
| وطن: |
میخونم (آخ که دیگه فرنگیس...):
کروسان با قهوه
یو تی پار تی
شاید زمانی دیگر
سپیدتاک
نامردستان
شبانه های بارانی
zzyzx
پی جی
باری به هر جهت
alhena
Mmajid
بعدها
داستانهای جالب!
عامهپسند
من تا ما